Adverbs استفاده میکنیم
قیدها به ما کمک میکنند بگوییم کسی کاری را چگونه انجام میدهد یا چیزی چگونه رخ میدهد. آنها اغلب به پرسش چگونه؟ پاسخ میدهند.
I walk quietly, talk politely, and run fast.
من آرام راه میروم، مؤدبانه صحبت میکنم، و سریع میدوم.
من آرام راه میروم، مؤدبانه صحبت میکنم، و سریع میدوم.
Listen carefully!
با دقت گوش کن!
با دقت گوش کن!
I went to bed early yesterday and slept well.
دیروز زود به رختخواب رفتم و خوب خوابیدم.
دیروز زود به رختخواب رفتم و خوب خوابیدم.
Our team played well last week.
تیم ما هفتهٔ گذشته خوب بازی کرد.
تیم ما هفتهٔ گذشته خوب بازی کرد.
Adverbs فرم
بیشتر قیدها با افزودن -ly به صفتها ساخته میشوند. اما چند استثنای مهم وجود دارد.
| Rule | Adjective | Adverb |
| adjective + -ly | quick quiet sudden |
quickly quietly suddenly |
| -y → -ily | heavy easy noisy |
heavily easily noisily |
| بدون تغییر | fast late early hard |
fast late early hard |
| شکل نامنظم | good | well |
Adjective + -ly → adverb
Adjective ending in -y: -y → -ily
good → well
She answered the question quickly.
او سریع به سؤال پاسخ داد.
او سریع به سؤال پاسخ داد.
The rain fell heavily all night.
باران تمام شب بهشدت بارید.
باران تمام شب بهشدت بارید.
He runs fast.
او سریع میدود.
او سریع میدود.
They played well.
آنها خوب بازی کردند.
آنها خوب بازی کردند.
Adverbs قانون
-
قید اغلب بعد از فعل میآید و نشان میدهد که عمل چگونه انجام میشود.
She speaks politely.
او مودبانه صحبت میکند.He works carefully.
او با دقت کار میکند. -
اگر فعل مفعول داشته باشد، قید معمولاً بعد از مفعول میآید.
She read the instructions carefully.
او دستورالعملها را با دقت خواند.He closed the door quietly.
او در را بیصدا بست. -
برخی قیدها -ly نمیگیرند: fast، late، early، hard.
✅ He runs fast.❌ He runs fastly.She arrived early and waited for us.
او زود رسید و منتظر ما ماند. -
Good یک صفت است و well یک قید. وقتی میگویید یک عمل چگونه انجام میشود، از well استفاده کنید.
✅ She speaks English well.❌ She speaks English goodly.
-
Hard و hardly معنیهای متفاوتی دارند. Hard یعنی «با تلاش». Hardly یعنی «تقریباً نه»۔
Hugo works very hard.
هوگو خیلی سخت کار میکند.Lea hardly works at all.
لیا تقریباً اصلاً کار نمیکند.
Adverbs اشتباهات رایج
❌ You speak English very goodly.
✅ You speak English very well.
❌ I work hardly every day.
✅ I work hard every day.
❌ She answered the question quick.
✅ She answered the question quickly.
❌ He runs fastly.
✅ He runs fast.
❌ The children played noisy.
✅ The children played noisily.
❌ Our team played good last week.
✅ Our team played well last week.
Adverbs جملات
Please talk slowly; I can't understand you.
لطفاً آرامتر صحبت کنید؛ من نمیتوانم شما را بفهمم.
لطفاً آرامتر صحبت کنید؛ من نمیتوانم شما را بفهمم.
I know the words of the song perfectly.
من کلمات آهنگ را کاملاً میدانم.
من کلمات آهنگ را کاملاً میدانم.
She smiled happily and opened the letter.
او با خوشحالی لبخند زد و نامه را باز کرد.
او با خوشحالی لبخند زد و نامه را باز کرد.
He finished the exercise quickly.
او تمرین را سریع تمام کرد.
او تمرین را سریع تمام کرد.
We arrived early and waited quietly.
ما زود رسیدیم و آرام منتظر ماندیم.
ما زود رسیدیم و آرام منتظر ماندیم.
The dog ran fast across the park.
سگ با سرعت از میان پارک دوید.
سگ با سرعت از میان پارک دوید.
They listened carefully and answered correctly.
آنها با دقت گوش دادند و درست پاسخ دادند.
آنها با دقت گوش دادند و درست پاسخ دادند.
Our team worked hard and played well.
تیم ما سخت کار کرد و خوب بازی کرد.
تیم ما سخت کار کرد و خوب بازی کرد.
She came home late and slept well.
او دیر به خانه آمد و خوب خوابید.
او دیر به خانه آمد و خوب خوابید.
The children played noisily in the garden.
کودکان با سروصدا در باغ بازی کردند.
کودکان با سروصدا در باغ بازی کردند.
Adverbs نمونهها
Listen carefully and repeat the sentence loudly.
با دقت گوش کن و جمله را با صدای بلند تکرار کن.
با دقت گوش کن و جمله را با صدای بلند تکرار کن.
I slept well because I went to bed early.
چون زود به رختخواب رفتم، خوب خوابیدم.
چون زود به رختخواب رفتم، خوب خوابیدم.
She politely asked the teacher for help.
او با ادب از معلم کمک خواست.
او با ادب از معلم کمک خواست.
He carefully carried the hot cup to the table.
او بااحتیاط فنجان داغ را به میز برد.
او بااحتیاط فنجان داغ را به میز برد.
The students easily understood the new rule.
دانشآموزان بهراحتی قانون جدید را درک کردند.
دانشآموزان بهراحتی قانون جدید را درک کردند.
The baby slept quietly in the small room.
نوزاد در اتاق کوچک با آرامش خوابید.
نوزاد در اتاق کوچک با آرامش خوابید.
She suddenly stopped and looked at the window.
او ناگهان ایستاد و به پنجره نگاه کرد.
او ناگهان ایستاد و به پنجره نگاه کرد.
He works hard every day to improve his English.
او هر روز سخت تلاش میکند تا انگلیسیاش را بهتر کند.
او هر روز سخت تلاش میکند تا انگلیسیاش را بهتر کند.
The rain fell heavily during the night.
باران در طول شب بهشدت بارید.
باران در طول شب بهشدت بارید.
They answered all the questions correctly.
آنها به همهٔ پرسشها درست پاسخ دادند.
آنها به همهٔ پرسشها درست پاسخ دادند.