Quantifiers: جملات، تمرین‌ها، آزمون‌ها و مثال‌ها

Quantifiers استفاده می‌کنیم

کمیت‌نماها واژه‌ها و عبارت‌هایی هستند که مقدار را نشان می‌دهند: زیاد، کمی، چند تا، کافی، بیش از حد زیاد، یا بیش از حد زیادِ قابل‌شمارش. آن‌ها به پاسخ دادن به پرسش‌های چه‌قدر؟ و چند تا؟ کمک می‌کنند.

There is too much rain and not enough sun in London.
در لندن باران خیلی زیاد است و آفتاب کافی نیست.
I have too much work today. There are too many tasks and not enough time.
من امروز کار خیلی زیادی دارم. کارها خیلی زیادند و وقت کافی نیست.
The green hat was too big, but the blue hat was big enough.
کلاه سبز خیلی بزرگ بود، اما کلاه آبی به اندازهٔ کافی بزرگ بود.
We have a few apples and a little milk.
ما چند سیب و کمی شیر داریم.

Quantifiers فرم

قاعدهٔ اصلی این است: اول بررسی کنید که چه نوع اسمی دارید — قابل‌شمارش یا غیرقابل‌شمارش.

نوع اسم استفاده کنید نمونه‌ها
اسم‌های قابل‌شمارش many, too many, several, a few, few, a lot of, lots of, some, any, enough many tasks
too many cars
a few friends
enough chairs
اسم‌های غیرقابل‌شمارش much, too much, a little, a bit of, little, a lot of, lots of, some, any, enough much time
too much rain
a little milk
enough money

countable plural: many / too many / a few + plural noun
uncountable: much / too much / a little + uncountable noun

There are too many toys in our son's room.
اسباب‌بازی‌های زیادی در اتاق پسرمان هست.
You added too much salt to this soup.
تو به این سوپ خیلی نمک اضافه کردی.
We baked enough cakes for all the guests.
ما به اندازهٔ کافی کیک برای همهٔ مهمان‌ها پختیم.
We didn't have enough time to finish the test.
ما زمان کافی برای تمام کردن آزمون نداشتیم.

too و enough با صفت‌ها / قیدها

فرم معنی مثال
too + adjective / adverb بیش از حد، بیشتر از مقدار لازم This tea is too hot.
adjective / adverb + enough به‌قدر کافی، کافی The blue hat was big enough.
not + adjective / adverb + enough نه به‌اندازهٔ کافی، نه کافی The Christmas tree isn't tall enough.
enough + noun مقدار / تعداد کافی We have enough money.
The coffee is too hot. Don't drink it too fast.
قهوه خیلی داغ است. آن را خیلی سریع ننوش.
He plays well enough to win the championship.
او به‌قدری خوب بازی می‌کند که قهرمانی را ببرد.
This house is cheap enough for Mary to buy.
این خانه به اندازهٔ کافی ارزان است که مری بتواند آن را بخرد.

Quantifiers قانون

  • از many و too many با اسم‌های قابل‌شمارش جمع استفاده کنید.

    many / too many + plural countable noun

    There are too many cars on the road.
    ماشین‌های زیادی در جاده هستند.
    How many students are there in your class?
    چند دانش‌آموز در کلاس شما هستند؟
  • از much و too much با اسم‌های غیرقابل‌شمارش استفاده کنید.

    much / too much + uncountable noun

    There is too much traffic in the city centre.
    در مرکز شهر ترافیک خیلی زیاد است.
    How much money do you need?
    چقدر پول نیاز داری؟
  • بیش از حد و تعداد بیش از حد به معنی «بیشتر از مقدار لازم» هستند، و این معمولاً یک مشکل است.
    I can't sleep because there is too much noise.
    نمی‌توانم بخوابم چون سروصدا خیلی زیاد است.
    There are too many people in this small room.
    در این اتاق کوچک آدم‌های زیادی هستند.
  • Enough وقتی با اسم می‌آید، قبل از اسم قرار می‌گیرد: enough money، enough seats، enough time.

    enough + noun

    I have enough money to buy a new laptop.
    من به اندازهٔ کافی پول دارم که یک لپ‌تاپ جدید بخرم.
    There aren't enough seats in the room for everyone.
    برای همه در اتاق صندلی کافی وجود ندارد.
  • Enough وقتی با یک صفت یا قید به‌کار می‌رود، بعد از آن می‌آید: big enough، quickly enough، interesting enough.

    adjective / adverb + enough

    The red hat wasn't big enough.
    کلاه قرمز به اندازهٔ کافی بزرگ نبود.
    You didn't talk quietly enough, so you woke the baby.
    تو به‌اندازهٔ کافی آرام صحبت نکردی، بنابراین بچه را بیدار کردی.
  • چند با اسم‌های قابل‌شمارشِ جمع به‌کار می‌رود و به معنای «مقداری، تعداد کمی، اما کافی» است.
    I have a few ideas for the project.
    من چند ایده برای پروژه دارم.
    We invited a few friends to dinner.
    ما چند دوست را برای شام دعوت کردیم.
  • کمی و مقداری از با اسم‌های غیرقابل‌شمارش به کار می‌روند و به معنی «مقداری، میزان کمی، اما کافی» هستند.
    There is a little milk in the fridge.
    کمی شیر در یخچال هست.
    We've got a bit of time before our train.
    تا آمدن قطارمان کمی وقت داریم.
  • Few و little بدون a منفی‌تر به نظر می‌رسند: «نه زیاد / نه خیلی، تقریباً هیچ، کمتر از مقدار لازم».
    She has few friends, so she feels lonely.
    او دوستان کمی دارد، بنابراین احساس تنهایی می‌کند.
    We have little time, so we must hurry.
    ما وقت کمی داریم، پس باید عجله کنیم.
  • مقدار زیادی از و تعداد زیادی از را می‌توان هم با اسم‌های قابل‌شمارش و هم با اسم‌های غیرقابل‌شمارش به کار برد. در انگلیسی روزمره، آن‌ها اغلب در جمله‌های مثبت طبیعی‌تر از much و many به نظر می‌رسند.
    There are a lot of books on the shelf.
    کتاب‌های زیادی روی قفسه هستند.
    She gave me lots of useful information.
    او اطلاعات مفید زیادی به من داد.
  • some در جمله‌های مثبت رایج‌تر است، در حالی که any در سؤال‌ها و جمله‌های منفی رایج است. اما some همچنین در درخواست‌ها و پیشنهادها نیز به کار می‌رود، وقتی انتظار پاسخ مثبت داریم.
    We bought some apples.
    ما چند سیب خریدیم.
    Do you have any questions?
    آیا سؤالی دارید؟
    Would you like some tea?
    دوست دارید کمی چای میل کنید؟

Quantifiers نفی

در جمله‌های منفی، ما اغلب از not enough، not much، not many و not any استفاده می‌کنیم.

  • not enough + noun یعنی «کمتر از مقدار یا تعداد لازم».
    We don't have enough time to finish the test.
    ما وقت کافی برای تمام کردن آزمون نداریم.
    There aren't enough chairs for everyone.
    برای همه صندلی کافی نیست.
  • نه به اندازهٔ کافی + صفت / قید به معنای «از نظر کیفیت یا درجه کافی نبودن» است.
    This book is not interesting enough.
    این کتاب به اندازهٔ کافی جالب نیست.
    You didn't write clearly enough.
    شما به اندازهٔ کافی واضح ننوشته بودید.
  • از not much با اسم‌های غیرقابل‌شمارش و از not many با اسم‌های قابل‌شمارش جمع استفاده کنید.
    There isn't much food left.
    غذای زیادی باقی نمانده است.
    There aren't many people in the office today.
    امروز افراد زیادی در دفتر نیستند.
  • هر اغلب بعد از یک فعل منفی به کار می‌رود.
    I don't have any money with me.
    هیچ پولی همراهم ندارم.
    We didn't buy any vegetables.
    ما هیچ سبزیجاتی نخریدیم.

Quantifiers سؤالات

برای پرسیدن دربارهٔ مقدار، از How many...? با اسم‌های قابل‌شمارش و از How much...? با اسم‌های غیرقابل‌شمارش استفاده کنید.

How many + plural countable noun + ...?
How much + uncountable noun + ...?
Do / Does / Did + subject + have + enough + noun?
Is / Are + subject + too + adjective?

How many tasks do you have today?
امروز چند کار داری؟
How much work do you have today?
امروز چقدر کار داری؟
Do we have enough time?
آیا وقت کافی داریم؟
Are there enough seats for everyone?
آیا برای همه صندلی کافی هست؟
Is the coffee too hot?
آیا قهوه خیلی داغ است؟
Would you like some tea?
دوست دارید کمی چای میل کنید؟

Quantifiers اشتباهات رایج

اشتباهات رایج رخ می‌دهند چون زبان‌آموزان اسم‌های قابل‌شمارش و غیرقابل‌شمارش را با هم اشتباه می‌گیرند یا enough را در جایگاه نادرست قرار می‌دهند.

❌ There are too much cars on the road.
✅ There are too many cars on the road.
❌ I have too many work today.
✅ I have too much work today.
❌ I have not money enough to buy a laptop.
✅ I don't have enough money to buy a laptop.
❌ The Christmas tree isn't enough tall.
✅ The Christmas tree isn't tall enough.
❌ We have a few time before the train.
✅ We have a little time before the train.
❌ There is a little chairs in the room.
✅ There are a few chairs in the room.
❌ Do you have some questions?
✅ Do you have any questions?
در یک پرسش خنثی، معمولاً از any استفاده می‌کنیم. در یک درخواست یا پیشنهاد، some هم ممکن است: آیا کمی چای میل دارید؟
❌ She gave me many useful information.
✅ She gave me a lot of useful information.
✅ She gave me much useful information. (correct, but more formal / less common in everyday speech)

Quantifiers جملات

I don't like this weather. There is too much rain and not enough sun.
من این هوا را دوست ندارم. باران خیلی زیاد است و آفتاب کافی نیست.
There are too many tasks on my list today.
امروز کارهای خیلی زیادی در فهرستم دارم.
We have enough money to buy the tickets.
ما پول کافی برای خرید بلیت‌ها داریم.
There aren't enough seats for all the students.
برای همهٔ دانش‌آموزان صندلی کافی وجود ندارد.
The room is too noisy for studying.
اتاق برای مطالعه بیش از حد پر سر و صداست.
She speaks slowly enough for everyone to understand.
او آن‌قدر آهسته صحبت می‌کند که همه متوجه شوند.
I need a little time to think.
من کمی زمان برای فکر کردن نیاز دارم.
We bought a few sandwiches for the trip.
ما برای سفر چند ساندویچ خریدیم.
There isn't much sugar in this tea.
شکر زیادی در این چای نیست.
There aren't many shops near my house.
نزدیک خانه‌ام مغازه‌های زیادی نیستند.
My brother has several books about space.
برادرم چندین کتاب دربارهٔ فضا دارد.
We have some bread, but we don't have any butter.
ما کمی نان داریم، اما هیچ کره‌ای نداریم.

Quantifiers نمونه‌ها

A: How much time do we have before the lesson?
B: We have a little time, but not much. Let's start now.
A: How many students are coming to the party?
B: I invited a few friends, but there aren't too many people.
A: Can we buy this laptop?
B: Yes, we have enough money. It is cheap enough for us.
A: Why can't you finish the test?
B: There are too many questions, and we don't have enough time.
The soup has too much salt, so it isn't tasty enough for the guests.
سوپ بیش از حد نمک دارد، بنابراین به اندازهٔ کافی برای مهمان‌ها خوش‌طعم نیست.
We brought a few bottles of water and a little food, but it wasn't enough for the whole day.
ما چند بطری آب و کمی غذا آوردیم، اما برای تمام روز کافی نبود.
There were lots of people at the station, but there weren't many seats.
آدم‌های زیادی در ایستگاه بودند، اما صندلی‌های زیادی نبود.

همین حالا تمرین کنید

این قانون را در عمل تقویت کنید. فقط ۳۰ ثانیه طول می‌کشد.

هوش مصنوعی پاسخ‌ها را بررسی می‌کند و اشتباهات را توضیح می‌دهد
تمرین تلفظ
هزاران تمرین دربارهٔ قوانین مختلف
تمرین ۱ از ۵
Quantifiers
نکته

از این تمرین استفاده کنید تا بررسی کنید آیا می‌توانید کمیت‌نماها را در یک جملهٔ واقعی به کار ببرید یا نه.

تمرین‌های دستور زبان انگلیسی موجود در برنامه

Tenses

Adjectives/Adverbs

Conditionals

Pronouns

Sentences

Verbs

Modals

Nouns and Articles